ولی هنوز از آثار شوک و وحشت در من پیداست .
یه چند روزی فرصت پیدا شدن میخوام ... آره کمی گیج و گنگم !!!!!
و یکی یکدونه پسرمون !
ولی هنوز از آثار شوک و وحشت در من پیداست .
یه چند روزی فرصت پیدا شدن میخوام ... آره کمی گیج و گنگم !!!!!
۳۱ ماه می ....
بوی ایران ....بوی عشق ....
و بالاتر از همه اولین سفر پسره عزیزم به وطن مادریش .
خدایا بعد از این همه مشکلات چه راحت درب آرامش رو برام باز کردی ....
ممنونم ...ممنون خدای زیبای آسمونم .![]()
پسره ۲۰۵ روزه ام ٬ نازنینم ٬ ابر بهاریم ٬ طلوعم ٬ فروغم ٬ طپشم
دل تو دلم نیست ...دقیقا کمتر از ۴۸ ساعت دیگه به پرواز مونده .
امید دارم این سفر که دقیقا اولین سفر هوایی عمر گرانبارت حساب میشه ٬ برات خوش خاطره ترین سفر باشه .
پی نوشت : در حال بستن چمدون پسملی بودم که کودکم احساس خواب آلودگی کرد ....منم رگ شیطنت مادرانه ام گل کرد و کودک نازم رو در روی لباسهای چمدان نیمه بسته خوابوندم و چه ناز خوابیدی عروسکم .
مصور قبل از سفر و در سفر و بعد از سفر می مونه برای بازگشتمون از ایران ، تهران .
تک به تکتون رو دوست دارم ....و خدای عالم رو سپاسگزارم .![]()
مصوری از مراسم دندونی سام : ( آش مخصوص از ترکیب همه ی حبوبات ) و بعد توری رو تهیه کرده و از همون حبوبات ولی خام در روی تور بالای سر نی نی میریزیم و براش آرزوی خوشبختی و سلامتی میکنیم و بعد به نی نی مهربون و دندون دار هدیه هم داده میشه .
ولی سام اصلا ازش خوشش نیومد ....قیافش رو ببین !!!! تازه یه ریزه از لعابش دادم ....حتی نیم قاشق هم نخورد !!!!
مبارکت باشه پسرم . اون دوتا مروارید های درخشانت که من براشون ضعف میکنم .



نمیدونم پارسال رو یادتون هست در مورد نی نی جاریم ؟
خوب اون نی نی پارسالی . به امید خدا امسال یکساله شد !
التای عزیزم تولدت مبارک .
اینم عکس النا و سام :

دعای خیر برای همه ی نوگل ها ......![]()
پی نوشت :
بعد از یکسال رفتم به دیدن اون یکی وبلاگم ....وبلاگی که از سال ۱۳۸۲ تا به امروز درش مینوسم ...اونجا یه دنیای دیگه ای ست .....دلم واسه اون دنیام تنگ شده بود ....شابد باور نکنید چشمهای پسرم من رو یاد اونجا انداخت ....یادم انداخت غیر از مطالب مادری و بچه داری .....حسهای دیگری هم دارم ....یادم انداخت روزهای عاشقی ام .....یادم انداخت وقتی هنوز حضور نداشت .......یادم انداخت آینده پس نوشته ها نیست ...
یادم انداخت پاشو !!!! دنیا رو به صعود است ....دلم میخواد برات بهترین دوست و مادر و یاور باشم ...
دلم مبخواد پشتت به کوهی استوار گرم باشه ....
دلم میخواد بیش از بیش از دتیای روز بدونم .
آره پسرم .
در لابه لای خطوط مغز و اعصابم ؛
نقش ماتم زده ات ؛
پاک شدنی نیست !
وای بر من،
وای بر من که نفسم از تو بنا شد .
خدایا شکر .
*************** پنبه ی نرم نازکم ۲۰۰ روزه شد *************************
*۲۲ ماه می حلقه افتاد ...خدا رو شکر تر و تمیز . خیلی از خدا ممنونم ...خیلی ......
* یکبار داشت دستش به عملش (!)نزدیک میشد ٬ گفتم نه !!! در کمال تعجب دستش رو پس کشید دیگه هم دست نمیزنه !![]()
*شیر آب تا باز میشه دستش رو میاره جلو .![]()
* گل پسر از دیشب مسواک میزنه .
* نمیشینه ٬ غلت هم نمیزنه ![]()
* همش میخواد ایستاده باشه و جدیدا دوست داره قدم برداره !![]()
*ناز کردن رو دارم یادش میدم !
* بازی دالی از بازی های مورد علاقه اش و کلی میخنده .
* انواع سوپ رو خیلی دوست داره ...(واسه قاشق بعدی پاهاش رو به شدت به من میزنه !!!!
* خیلی تنوع طلبه ( غذای امروز با دیروز باید متفاوت باشه !! )
* در کمال ادب با دهنش صداهای بی ادبی در میاره ؟ ( نمیدونم فقط سام هست یا بقیه هم این مدلی صدا در میارن ؟! )
* دوشنبه ۲۵ ماه می پرستار داره برای کنترل وزنش .
* خیلی وقته همش قول دادم که عکس از نی نی های گروه مادرها بزارم ولی هفته ای یکبار ٬ دوساعت ٬که جمع میشیم اینقده حرف و نکته که بچه ی من اینجوری ٬ بچه ی تو چجوری داریم ٬ به همراه ۱۰۰ تا سوال داریم که فرصت نمیشه عکس گرفت ....
تا فرصت هم میشه نصفشون میخوابند !!!![]()
*لابلاداذللررررررررررررررررررررذلرابرلللبثق
اینم تایپ کردن پسملی .
پی نوشت : خدای آسمونم ٬ خدای گلهای باغم ٬ خدای صورتی و آبیم .....دلم میخواد ازت پر بشم ایقده پر بشم تا لبریز بشم ....
لبریز از بوی تو .....لبریز از آسمونت ٬ اینقده لبریز که دیگه جایی نداشته باشم ....
پرم کن مهربونم .....پر از لطافت ...پر از صداقت ......پر از کودکی ...پر از آراسته گی ....پر از خودت .
شکر نازنینم .
اینم پسملی در ۲۰۰ روزگی از پادشاهیش در قلب من و هلو :

خدایا خودت میدونی که به چه حالی ٬ دارمش .....حفظش کن ....از من و در من هست این گل .
نی نی نازم حالش خوبه و همه چیز به حالت نرمال برگشت ....
میدونم از دعاهای شما بود !
از دکترش خیلی خیلی راضیم ...با اینکه شهر دیگه ای بود و رفت و آمد کمی که نه خیلی مشکل میشد ۳ بار با webcam سام رو چک کرد .
بگذریم شاه پسرم حالش خوبه و این برای من از همه چیز مهم تره .
راستی سام اولین غذای گوشتی خودش رو خورد .
تا به امروز همش سبزیجات و میوه جات مختلف خورده بود ولی از امروز به بعد غذاهای مقوی به برنامه ی سام اضافه شد .
توی آشپزخونه خیلی خیلی لذت میبرم ...البته کی هست که لذت نبره .
نوش جون همه ی نی نی های نازتون .




خدایا بازم ممنون که تنهام نزاشتی ....مثله همیشه .....شکرت خدای مهربونم .![]()
>خبر مهم <
پاسپورتم حاضر شد ....بعد از سالها ...با دلی پر از خاطره و امید ....یعنی میشه ؟