فقط ده روزه دیگه مونده تا نهمین سالروز ازدواجم با هلوی خوشگلم ...
تنها تفاوتی که امسال داره اینه که شکم گرد و قلمبه ی من باعث میشه که نتونم زیاد کاری بکنم و اگه کاری باشه رو دوش هلو هست ...
امسال بعد از ۹ سال سه تایی این جشن رو برگزار میکنیم .
امسال عید هم تنها نبودیم و یک رویان کوچولو تو شکم داشتم که همش دعا میکردیم برای حفظ سلامتی ش ....
خدا رو شکر میکنم به خاطر هدیه ی امسالم ( پسره گلم ، شازده ی قصه های شبونه ام ... )
خدا رو شکر میکنم به خاطر داشتن هلو ....مرد اول زندگی من .
خدا رو شکر میکنم که توان مقابله با سختی را رو به هر دوی ما داد ....
خدا رو شکر میکنم که هر دو نفر تونستیم تا به امروز انسانهای خوبی باشیم ...
خدا رو شکر میکنم تا به این ثانیه اعتماد رو پایه اصلی زندگیمون کردیم ....
خدا رو شکر میکنم بابت تحمل اوایل زندگی ....
خدا رو شکر میکنم بابت یکی شدن تفاوتها ( کشور ، فرهنگ ، خانواده ، موزیک ، غذا ، گردش و... )
خدا رو شکر میکنم به خاطر زن بودنم ...
خدا رو شکر میکنم به خاطر مرد بودن شوهرم ...
خدا رو شکر میکنم بابت زندگی ام .









