خوب بگید من چی کار کنم از غصه !
راستش این اولین بار هست که در دوران بارداری هلو تنها میره سفر .
البته خانواده ی هلو قراره بیان پیشم ! چون من اصولا تنهایی رو دوست ندارم . ( خوبه مَرد دومم تو شکممه !
)
به هر حال هلوی عزیزم سفرت به برکت و سلامتی فقط تو رو خدا تُند رانندگی نکن
!! میدونی که دلمون برات تنگ میشه .![]()
بعدشم اینکه پنبه ی ملوسم امروز به سلامتی وارد هفته ی ۳۲ میشه .
عزیزم ،
وزن تقریبی تو الان حدود 3.75 pounds هست و قدت حدودا 16.7 inches ، دیگه ماشالله حسابی دل مامانی رو پر کردی از وجود عاشقت !
ناخنهاي انگشتای پاهاي ملوست درآمده و ناخنهاي انگشتای دستت هم در حال ه رشد كردنه .
نفس مامان و بابا ، بعضی از نی نی ها در اين مرحله موي واقعي هم درآوردن و این در حالي هست که بعضی های دیگه تنها موهاي نرمي شبيه به كرك هلو دارن !!!!
نمیدونم تو جزو کدومشونی مامانی .
ولی تو هفته مامانی خیلی اذیت شد ، تموم ۴ شنبه و ۵ شنبه رو از درد به خودم میپیچیدم ، دکتر هم میگفت که طبیعی نی نی داره جا باز میکنه ....منم به امید اینکه تو نازنین داری بزرگ میشی تموم درد رو به جان و دل خریدم .
البته بیشتر ترسیده بودم نکنه این دردها تو رو اذیت کنه ...نمیدونی چقدر نگرانت بودم ....سر درد هم که امانم تا دو روز بریده بود !
ولی وقتی تو همون لحظه های درد ، بالا و پایین میرفتی و میچرخیدی و با پاهات بازی میکردی ، نصف نگرانی من رفع میشد !
هلو هم مرتبط به من قوت قلب میداد که خانوم من ، پسره منه دیگه ! یه جوجه ی ورزشکار تو دله یه مامان کوچولو !
به هر حال خدا رو شکر میکنم که خوبی عزیزم .
اینم پنبه ی ملوسمون در هفته ی ۳۲ :

پی نوشت : خدای مهربونم ، مرسی که نی نی خوشگلم و شوهر عزیزم رو در پناه خودت قرار دادی ....![]()
پی نوشت :آرزو میکنم که برای بابا هلوش زیاد دلتنگی نکنه چون اون موقع من دیگه ......
!؟
پی نوشت : تو این شبهای عزیز قدر ما رو هم دعا کنید .....![]()
























