یه پسره ناز و تپلی .
براشون از ته قلب آرزوی خوشی و سعادت رو دارم .وای خدا خیلی خیلی خوشحالم .
دوم تولد سارای خوشگل و مامانیه ، سعیده ی مهربون رو تبریک میگم ...الهی که همگی به خوشی و سعادت در کنار نی نی هاشون زندگی کنن ....خدا رو شکر .
برای پسرنازم ، شازده قصه های شبونه ام ،
برای انار شیرین و پنبه ی نرم و ملوس زندگی ام :
پسرم ،
با حساب امروز ۱۵ روز دیگه با هم و از هم نفس داریم ....
مامانی ،
تو این نه ماه ، با هم خندیدم ، گریه کردیم ، رقصیدیم ، غمناک شدیم ، شاد شدیم ، خوردیم ، بازی کردیم ، سفر رفتیم ...و تو همچنان در کیسه ی پر اب شکمم بالا و پایین رفتی و مهمون بودی .
عزیزکم فشار پاهت به پهلوی من ، نشانه ای از قدرت تو برای زندگی در خارج از رحمم هست ، و از این بابت خدای عزیز را شاکرم .![]()
با هر ضربه و فشار تو هم خوشحال میشم ، هم غمناک .....پسرم ، بدجوری بهت عادت کردم .
چند روز پیش برای ماشین ، یکی از کیفهای سی دی های قدیمی رو برداشتم ، و به طور طور اتفاقی یه سی دی انتخاب کردم که از خواننده مهرداد بود ، یکی از آلبوم های قدیمیش !
اسم آهنگ رو نمیدونم ، همونی که برای مادرش میخونه و به مادرش داره عروسش رو معرفی میکنه !!!
مادر فکرامو کردم ،
فکر فردامو کردم .........
خدا میدونه تموم راهی که باید میرفتم ، پشت فرمون اشک ریختم و همش شکم قلمبه ام رو ناز کردم !!!!![]()
شاید تعجب کنی مامانی ،
ولی با اینکه هنوز به دنیا نیومدی ، حس کردم چقدر برای مادر این لحظات سخته !
میدونم یه روزی به امید خدا بزرگ میشی ، درس میخونی ، خونه ی جدا میگیری ، کار میکنی ، همسر آینده ات رو انتخاب میکنی و ....![]()
الهی که از کودکیت با کمال استفاده کنی و از جوونی ات با منطق .![]()
بدون همیشه دو تا کوه پشتت هستند ،مامان و بابا .
پسرم ،
دوستت دارم ....میدونم اینقده گفتم که شاید برات عادی شده باشه ولی تو انار ، آسمون ، زمین ، گل اطلسی ، عشق ، قهرمان سوارکار قصه ی من و بابایی ....
خدا حفظت کنه آسمون پر ستاره ام .![]()











