۳۱ ماه می ....
بوی ایران ....بوی عشق ....
و بالاتر از همه اولین سفر پسره عزیزم به وطن مادریش .
خدایا بعد از این همه مشکلات چه راحت درب آرامش رو برام باز کردی ....
ممنونم ...ممنون خدای زیبای آسمونم .![]()
پسره ۲۰۵ روزه ام ٬ نازنینم ٬ ابر بهاریم ٬ طلوعم ٬ فروغم ٬ طپشم
دل تو دلم نیست ...دقیقا کمتر از ۴۸ ساعت دیگه به پرواز مونده .
امید دارم این سفر که دقیقا اولین سفر هوایی عمر گرانبارت حساب میشه ٬ برات خوش خاطره ترین سفر باشه .
پی نوشت : در حال بستن چمدون پسملی بودم که کودکم احساس خواب آلودگی کرد ....منم رگ شیطنت مادرانه ام گل کرد و کودک نازم رو در روی لباسهای چمدان نیمه بسته خوابوندم و چه ناز خوابیدی عروسکم .
مصور قبل از سفر و در سفر و بعد از سفر می مونه برای بازگشتمون از ایران ، تهران .
تک به تکتون رو دوست دارم ....و خدای عالم رو سپاسگزارم .![]()




